August 2010 | July 2010 | April 2010 | March 2010 | February 2010 | January 2010 | December 2009 | November 2009 | October 2009 | September 2009 | August 2009 | July 2009 | June 2009 | May 2009 | March 2009 | February 2009 | January 2009 | December 2008 | November 2008 | October 2008 | September 2008 | July 2008 | June 2008 | February 2008 | January 2008 | December 2007 | November 2007 | October 2007 | September 2007 | August 2007 | July 2007 | June 2007 | May 2007 | April 2007 | March 2007 | February 2007 | January 2007 | December 2006 | November 2006 | October 2006 | September 2006 | August 2006 | July 2006 | June 2006 | May 2006 | April 2006 | March 2006 | February 2006 | January 2006 | December 2005 | November 2005 | October 2005 | September 2005 | August 2005 | July 2005 | June 2005 | May 2005 | April 2005 | March 2005 | February 2005 | January 2005 | December 2004 | November 2004 | October 2004 | September 2004 | August 2004 | July 2004 | |

 
 
 




July 11, 2010  
 
 
ما مردمی هستیم که نواندیشی را با برچسب پاسخ می دهیم
حتی اگر آن نواندیش فقیه باشد

با مرگ فضل‌الله این پرسش‌ها فراروی همه ما ایرانیانی است که در روزگار حاکمیت فقه و فقیه بسر می‌بریم: چرا این اندازه تفاوت میان محصولات حوزه قم، نجف و لبنان دیده می‌شود؟ چرا ارتدوکس مآبی محصول حوزه‌های فقیرتر فرهنگی است؟ چرا سرزمین‌هایی چون لبنان برای مدارا و گفتگو حاصل خیزتر  است؟ چرا بذر اقتدارگرایی در میان حوزه های علمی ما بیشتر می‌روید؟ چرا فقهی که محصول گفت‌وگوست در سرزمین ما کمیاب است؟

بسیاری کسان که از دور و نزدیک با طبقه روحانیت آشنایی دارند می‌دانند که هزینه نواندیشی‌های امثال فضل‌الله با اتهام بی‌دینی، دنیازدگی، بی‌سوادی، غرب‌زدگی، روشنفکربازی، غفلت، فریب، شیادی، عوام‌زدگی، کفر، ارتداد، محرومیت از الطاف خفیه، دوری از رحمت الهی، عاقبت سوء، و دهها نسبت نامبارک و مشکوک دیگر هم‌سایه است. این نسبت‌های ناصواب اغلب به از دست دادن موقعیت‌های دنیوی و امکانات مادی، تحقیرهای عمومی، غیبت‌ها و نسبت‌های ناروای خصوصی انجامیده و گاه تا سرحد خطرهای جانی و حذف‌ فیزیکی هم پیش می‌رود.

خودخواهی، غرور و مصلحت سنجی‌های بی‌مایه و سوداندیش در اردوی راست‌کیشان گاه تا جایی است که در بدترین شرایط دم برنمی آورند و له شدن، خواری، رسوایی و حذف یک هم‌کیش نواندیش خویش را بنام "مصلحت اسلام" و "مصلحت حوزه‌ها" نظاره می‌کنند!

بسیاری از ما فراوان دیده‌ایم و گاه حتی از بزرگانی روحانی شنیده‌ایم که در حق یک متدین محقق نواندیش یا فقیه پارسای نوآور چه نارواها که گفته نشده است و با چه القاب موهنی که توصیف نشده‌اند. 

آگاهان به مسایل روحانیت می‌دانند که اقطاب این طبقه چندان آشنا با تحولات روز و در دل تحولات عرفی جامعه نیستند. این آشنایی را قشر واسطه‌ای صورت می‌دهد که در بیوت علماء سمت "واسطه" با تحولات بیرون را دارد. "واسطه‌های معرفتی" که گاه خود نقشی مهم‌تر از صاحبان فتوا بازی می‌کنند در اغلب موارد از نقش‌های خود بهره‌مند و سودبرند.

بنابراین محیط پیرامونی و خانوادگی یک فقیه، میزان درک اطرافیان از عرف جامعه، آمد و شدها، اقتصاد بیت، و میزان جسارت فقیه در ورود به محدوده‌های غیرمتعارف، در کیفیت خروجی فقهی او نقشی ممتاز دارد. مرحوم فضل‌الله در یکی از گفت‌وگوهای خویش از این پدیده گلایه کرده و از آن با نام "مرجعیت الاولاد و الاصهار" (مرجعیت دامادها و فرزندان) یاد کرده بود، مرجعیتی که اطلاعات غلط دارد یا به‌روز نیست، مرجعیتی که بی‌اطلاع است، مرجعیتی که مستقل نیست و بالاخره گوش و گرایش‌اش به اطرافیان است.

روحانیت نواندیش و عرفی هیچگاه مقبول و ممدوح هسته مسلط این قشر نبوده است، بنابراین نوآوری که به انتظار تایید و تحسین بنشیند وقت خود و بخت ملت را تباه کرده است.

 نواندیشی روحانیت محصول تاریخ‌خوانی این قشر، نگاه برابر و موانست آنان با طوایف و مردمانی متفاوت است. فتوای فقیه و مرجع منزوی به‌اندازه خود او منزوی است.

برگرفته و کوتاه شده از رضا بهشتی معز