November 2009 | October 2009 | September 2009 | August 2009 | July 2009 | June 2009 | May 2009 | March 2009 | February 2009 | January 2009 | December 2008 | November 2008 | October 2008 | September 2008 | July 2008 | June 2008 | February 2008 | January 2008 | December 2007 | November 2007 | October 2007 | September 2007 | August 2007 | July 2007 | June 2007 | May 2007 | April 2007 | March 2007 | February 2007 | January 2007 | December 2006 | November 2006 | October 2006 | September 2006 | August 2006 | July 2006 | June 2006 | May 2006 | April 2006 | March 2006 | February 2006 | January 2006 | December 2005 | November 2005 | October 2005 | September 2005 | August 2005 | July 2005 | June 2005 | May 2005 | April 2005 | March 2005 | February 2005 | January 2005 | December 2004 | November 2004 | October 2004 | September 2004 | August 2004 | July 2004 | |

 
 
 




October 9, 2009  
 
 

قوه قضائیه ضعیف کش

در خبرها آمده است که قاضی صلواتی حکم اعدام محمدرضا علی زمانی را درتاریخ سیزدهم مهرماه سال جاری  به وی ابلاغ کرده است .اقای علی زمانی به عنوان عضو انجمن پادشاهی که پیش از آن کسی نامی از این انجمن  نشنیده بود به  دادگاه اسیران جنبش سبز آورده  شد ولب به اعتراف گشود. حتما به او گفته بودند که راه نجات تو در این گونه اعتراف کردن هاست. بعدهم که اعتراف فرد علیه خود معتبر دانسته شد حقوقدانان ومراجع برجسته ای در زمان برگزاری دادگاه وپس از آن هرگونه اعتراف گیری در دادگاه ها را برخلاف اصول قانونی وشرعی دانسته وآن ها را فاقد اعتبار اعلام کرد ه اند. درفضای غبارآلود وتوهم زای سیاسی کنونی بی پناه ترین فرد دستگیرشده را حکم مرگ داده اند. آیا به صرف اینکه کسی را عضو انجمن پادشاهی دانسته اند باید برحکم مرگش رضایت داد و یا باید برای دفاع از حقوق انسانی او به پا خاست وکاری کرد؟ 

مگر انجمنی که نامی ندارد ونشانی ازاو در جایی نیست می توانسته است انبوه میلیونی مردم را به خیابان ها فرابخواند؟ اگر چنین توانی داشت که امروز در اسارت نبود.
این کدام انجمن است که در اسارت عضو خود چنین خاموش وبی صداست؟ این حضور میلیونی مردم را به این وآن نسبت دادن به این فرد واین گروه و آن کشور و آن رسانه خود فریبی است. هیچ گروه و سازمانی و یا هیچ قدرتی توان به میدان اوردن میلیونی  مردم را ندارد. نه اصلاح طلبان بی ساز وبرگ و نه حاکمیت با ابزار وساز وکار بسیار و نه رسانه های خارج کشور. دیگر فرصت به گروه های بی نام ونشان نمی رسد این گونه برخورد با مردمی چنین با فرهنگ گره گشای مشکل بی اعتمادی مردم نیست. هیچ توجیه قانونی وحقوقی وانسانی برای خاموشی گزیدن دربرابر حکمی که شاید رویه شود وجود ندارد. آن دادگاه وآن اعترافات فاقد معیار های حقوقی وقانونی بوده به همین دلیل برای صدور حکم دارای صلاحیت لازم وقانونی نیست. خود دست اندرکاران و برگزار کنندگان دادگاه نیز این را به خوبی می دانند هرچند که دراین روزها ازآن نگویند بازگشت به قانون نه استفاده ابزاری از قانون برای همه مفیدتر است اگر از اسارت سیاست بازی ها به درآیند واگر منافع بلند مدت را فدای منفعت خواهی های فردی وگروهی زود گذر نکنند. برای باز سازی اعتماد ازدست رفته مردم گلوله وزندان ودادگاه واحکام محکومیت از کار افتاده اند.

*فشرده ای از نوشته
یدالله اسلامی - با سپاس از اسماعیل برای یادآوری