March 2009 | February 2009 | January 2009 | December 2008 | November 2008 | October 2008 | September 2008 | July 2008 | June 2008 | February 2008 | January 2008 | December 2007 | November 2007 | October 2007 | September 2007 | August 2007 | July 2007 | June 2007 | May 2007 | April 2007 | March 2007 | February 2007 | January 2007 | December 2006 | November 2006 | October 2006 | September 2006 | August 2006 | July 2006 | June 2006 | May 2006 | April 2006 | March 2006 | February 2006 | January 2006 | December 2005 | November 2005 | October 2005 | September 2005 | August 2005 | July 2005 | June 2005 | May 2005 | April 2005 | March 2005 | February 2005 | January 2005 | December 2004 | November 2004 | October 2004 | September 2004 | August 2004 | July 2004 | |

 
 
 




June 22, 2008  
 
 
انقلاب اروتیک زیر پوست ایران

به داستان مددی-زارعی (یکی دانشگاهی و دیگری نظامی) از این منظر هم می‌توان نگریست: چیزی زلزله‌وار و گسترده زیر پوست ایران در حال وقوع است و هر از چندگاهی جایی از پوسته‌ی زمین افکار عمومی را می‌ترکاند و با فشار بیرون می‌زند. اما بخش‌های مذاب زیر زمینی آن هم قابل ردگیری است: گسترش پدیده‌ی موسوم به «تجدید فراش»، روابط جنسی متاهلان بیرون از حوزه‌ی خانواده، تجاوز، گسترش پدیده‌ی کارگران جنسی (خصوصا در شهرهای بزرگ)، گسترش افشاگری‌های جنسی (روی موبایل‌ها و روی سایبر) و....

آیا چیزی شبیه یک انقلاب اروتیک در ایران در حال وقوع است؟ بخشی از آن‌چه می‌توان تخلف زنان و مردان از پوشش و رفتار جنسی استاندارد حاکمیت در ایران نامید، بی‌شک سیاسی است.

بگذارید از پوشش آغاز کنم. تصویر زن چادری با پوشش کامل، که نماد تبلیغات رسمی جمهوری اسلامی است، امروز دیگر صرفا امری مذهبی نیست. بسیاری از زنان و دختران ِحتی مقید به حجاب متمایل اند از سهیم شدن در بازتولید چنین تصویر استانداردی، که بازسازی نماد حاکمیت است، پرهیز کنند. این را خصوصا می‌توان در زنان میانسالی دید که در رژیم گذشته چادر به سر داشتند اما امروز ترجیح می‌دهند از پوشش مانتو-روسری ساده استفاده کنند. عده‌ای از آن‌ها هنوز مقید به حجاب اند (این را می‌توان از نوع پوشش جدیدشان هم فهمید) اما از هرگونه بازسازی نمادهای رسمی مورد تایید حاکمیت، عامدانه پرهیز می‌کنند. حتی عده‌ای از دختران و زنانی که همچنان به هر دلیل یا علتی از  همان پوشش استاندارد استفاده می‌کنند، در هر فرصتی که رخ دهد، زاویه‌داری خود را با حاکمیت علنی می‌کنند. گویی باید نشان دهند که نباید از روی پوشش‌شان قضاوت عجولانه کرد (این مساله در مورد پاره‌ای از روحانیان منتقد حاکمیت هم صادق است.)

 رفتار جنسی نیز چنین است. برای عده‌ای از متمردان از رفتار جنسی ِ استاندارد حاکمیت، چنین تمردی یک تیر و دو نشان است. هم تجربه‌ی نوعی «رهایی ِ دریغ‌شده» است و هم نوعی «نافرمانی سیاسی» است. بخشی از انگیزه‌ی پرهیز پاره‌ای از حاکمان در خفا از آن استانداردها نیز همین است. نُرم‌هایی که اجراکنندگان آن نیز، به واقع، قبول‌شان ندارند و فرصتی دست دهد، در خفا نشان می‌دهند که باوری به آن ندارند.

نگویید همه چیز را سیاسی می‌بینی. سیاسی هست. سیاست ما عین همه چیز دیگرمان است و همه چیز دیگرمان عین سیاست‌مان.
«امر اروتیک»، امروز توده‌ی به هم فشرده‌ای است علیه حاکمیتی که دیروز می‌خواست از جهان رفع فتنه کند و به جهانیان درس اخلاق بدهد اما امروز، در کار توجیه و لاپوشانی ِفساد و فتنه‌ی مالی-سیاسی-اخلاقی ِ بخش خودی ِکارگزاران خویش است.

برگرفته از: حباب