March 2009 | February 2009 | January 2009 | December 2008 | November 2008 | October 2008 | September 2008 | July 2008 | June 2008 | February 2008 | January 2008 | December 2007 | November 2007 | October 2007 | September 2007 | August 2007 | July 2007 | June 2007 | May 2007 | April 2007 | March 2007 | February 2007 | January 2007 | December 2006 | November 2006 | October 2006 | September 2006 | August 2006 | July 2006 | June 2006 | May 2006 | April 2006 | March 2006 | February 2006 | January 2006 | December 2005 | November 2005 | October 2005 | September 2005 | August 2005 | July 2005 | June 2005 | May 2005 | April 2005 | March 2005 | February 2005 | January 2005 | December 2004 | November 2004 | October 2004 | September 2004 | August 2004 | July 2004 | |

 
 
 




August 23, 2005  
 
 

عکس از مهدی جامی
مکاشفه؛ از مجموعه زندگی در مرگ

 
 
August 19, 2005  
 
 

گنجی زنده می ماند

تهران: خبرگزاري كار ايران- همسر اكبر گنجي گفت: با تمهيداتي كه قوه قضاييه اتخاذ كرده است و با صحبت‌‏هايي كه برخي مقامات اين قوه با گنجي داشته‌‏اند، همسرم در حال همكاري با پزشكان معالج است.

معصومه شفيعي در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، ضمن اظهار اميدواري نسبت به شكستن اعتصاب غذا از سوي اكبر گنجي، گفت: با وجودي كه 18 روز است كه همسرم را ملاقات نكرده‌‏ام اما اميدوارم موضوع شكستن اعتصاب غذا صحت داشته باشد البته تا زماني كه گنجي را ملاقات نكنم، نمي‌‏توانم موضوع شكستن اعتصاب غذاي وي را تاييد يا تكذيب كنم.

وي از تمهيدات قوه قضاييه براي حل مشكل اكبر گنجي خبر داد و گفت: اميدوارم با صحبت‌‏هايي كه مقامات اين قوه با گنجي داشته‌‏اند، مشكل همسرم هر چه زودتر حل شود.

محمود سالاركيا، معاون امور زندان‌‏هاي دادستاني تهران نيز در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، گفت: اگر اكبر گنجي به همكاري‌‏هاي خود با تيم پزشكان بيمارستان ادامه دهد، تدابيري براي حل اين مشكل وي اتخاذ خواهد شد.
وي بدون اشاره به نوع تمهيدات در نظر گرفته شده، گفت: معمولا حرف‌‏هاي ما قبل از عملي شدن با عكس‌‏العمل‌‏ها و واكنش‌‏هايي مواجه مي‌‏شود اما اين بار مي‌‏خواهيم قبل از اينكه حرف بزنيم، عمل كنيم تا مشكل گنجي مرتفع شود.

به نقل از گويا

 
 
August 17, 2005  
 
 
لوگو از دانيال کشانی

تخليه - تخريب - صلح

عکسهایی که در مورد تخلیه غزه در رسانه های خبری امریکا این روزها می بینیم واقعاً دلخراشند. دل کندن از خانه هیچوقت آسان نیست و شارون این را به خوبی می داند. شارون، قصاب صبرا و شتیلا، می داند که رسانه های خبری چگونه در این رژیم ارائه فاقد حافظه تاریخی، اشغالگران اسرائیلی در غزه را قربانی جلوه می دهند و فلسطینی هایی که سالها اجازه نزدیک شدن به خانه هایشان را نداشته اند را بی رحم نشان میدهند.

شارون اعلام کرده که این برنامه تخلیه آخرین تلاش اسرائیل برای صلح است، گویی که چنین بحرانی به صلح کمک خواهد کرد! شارون می داند که این صلح نیست. این حرکتی است به سوی جدایی بیشتر. به سوی خشونت بیشتر. دیوار جدا کننده اسرائیل و فلسطین همچنان ساخته می شود.

این نمایش تخلیه، برنامه صلح نیست. برنامه ایست برای ناممکن کردن صلح. حیله ایست برای مشروعیت بخشیدن به خشونت اسرائیل که به دلیل بحران تخلیه شدیدتر هم خواهد شد.

با وجود همدردی برای مردمی که باید به زور محل سکونتشان را ترک کنند، نمی توانم این را فراموش کنم که محل سکونتشان را به زور از فلسطینی ها گرفته اند. که هیچکس عکسهای بی خانمان شدن فلسطینی ها را در رسانه های امریکایی ندید. که صلح در فلسطین و اسرائیل با جداسازی حاصل نمی شود. که تا وقتی که فلسطینی ها که زندانیانی در بزرگترین زندان دنیا هستند، حق زندگی و سفر مثل هر شهروند اسرائیلی را نداشته باشند، صلح ممکن نیست. که بسیاری از افراطیان مناطق اشغالی به بچه های فلسطینی که در راه مدرسه باید از نزدیکی این مناطق که روزی خانه آنها بوده بگذرند، سنگ پرتاب کرده اند و می کنند. که تصویر رسانه های آمریکایی از بچه های فلسطین، مثل این عکسهای تخلیه، آنها را قربانی نشان نمی دهد، بلکه از آنها در هر سنی دیو می سازد.

از: فرنگوپوليس

نيز:
خروج از نوار غزه در ايران بازتاب چندانی نداشت
احمد زيدآبادی: افراطی ها هميشه قربانی می شوند
 
 
August 15, 2005  
 
 

لوگو از دانيال کشانی
ديگر کسی به فلسطينی ها فکر نمی کند

برای من جالب بود که هيچکدام از سايتهای معتبر فارسی خبر خروج اسرائيل از نوار غزه را منعکس نکرده اند. آنها يا اصلا به اين خبر نپرداخته اند يا به آن در صفحات اول خود جايی نداده اند. نمی دانم اين را چگونه بايد تعبير کرد. اما از نظر من فقط يک بی اعتنايی غيرقابل توجيه است. مساله فلسطين و اسرائيل بر تمام مسائل خاورميانه تاثير می گذارد و بی اعتنايی به آن يعنی بی اعتنايی به سرنوشت ما در منطقه. از ميان خبرهای فارسی (انگليسی که الی ماشاء الله مطلب هست) اين خبر ايرنا را به نقل از ايران امروز (تنها سايتی که به موضوع جايی داده است) می آورم و يکی دو مطلب از بی بی سی فارسی و انگليسی:

ايرنا: دولت اسرائيل روز دوشنبه با ممنوع ساختن دست يابی به شهرك‌های يهودی نشين در اراضی اشغالی و دادن مهلتی ٤٨ ساعته به شهرك نشينان برای ترك داوطلبانه كه در غير آن صورت با زور اخراج می‌شوند، طرح عقب نشينی از "غزه" را به جريان انداخت.

به گزارش خبرگزاری رويترز از "گذرگاه كيسوفيم" در اسراييل، دادن اخطارهای تخليه به ٩ هزار شهرك‌نشين در تمام ٢١ شهرك غزه و ٤ شهرك از ١٢٠ شهرك موجود در كرانه باختری در نيمه شب يكشنبه صورت گرفت.
شهرك نشينان تندرو، كه بسياری از آنها وعده داده‌اند كه در برابر تخليه مقاومت خواهند كرد، در تلاشی برای جلوگيری از رسيدن نيروهای امنيتی كه قصد داشتند همزمان با آغاز روز با به صدا درآوردن زنگ منازل به ساكنان اعلام كنند كه تا روز چهارشنبه بايد از اين منطقه خارج شوند، در چند مكان موانع موقت ايجاد كردند.

اين خروج كه فلسطينی‌ها آن را پيروزی خواندند و مخالفان اسراييلی آن را به عنوان تسليم تقبيح كردند، نشانگر اولين برچيده شدن شهرك‌های يهودی‌نشين از سرزمينی خواهد بود كه فلسطينی‌ها خواستار تشكيل يك كشور در آن هستند.

اندكی پس از نيمه‌شب يكشنبه در زير پرتوهای نورافكن در گذرگاه كيسوفيم در مرز غزه كه به شهرك "گوش كاتيف" منتهی می‌شود، ارتش اسرائيل دروازه‌ای را برچيد كه علامت قرمزی بر روی آن بود كه اعلام می‌كرد: "ايست. ورود به نوار غزه و حضور در آنجا طبق قانون ممنوع است!"

درامتداد يك جاده فرعی، جريان پيوسته‌ای از شهرك نشينان و كاميون‌های باركش حامل اثاثيه، به منظور تبعيت از طرح "آرييل شارون" نخست وزير رژيم صهيونيستی برای "رهايي" از درگيری با فلسطينی‌ها، شهرك‌های غزه را ترك می‌كردند.

بر اساس يك توافق‌نامه نادر با "اسراييل"، هفت هزار و ٥٠٠ نيروی امنيتی فلسطين در غزه برای دفاع در برابر حملات احتمالی شبه‌نظاميان در حوالی اين شهرك‌های دارای استحكامات به حال آماده باش درآمدند.

بر پايه اين گزارش، شبه‌نظاميان فلسطينی آتش‌بسی را كه در ماه فوريه به توافق "محمود عباس" رييس حكومت خودگردان فلسطين و اسراييل رسيد، تا حد زيادی رعايت كرده‌اند.

نيروهای ارتش اسرائيل قصد دارند كه در ساعات آتی در روز جاری به منظور ابلاغ اخطاريه‌های تخليه، در اين شهرك‌ها پراكنده شوند. اما پس از اينكه شهرك‌نشينان اعلام كردند كه از ورود نظامی‌ها استقبال نخواهد شد، ارتش اسراييل در يك تلاش آشكار برای جلوگيری از درگيری‌های زودهنگام، اعلام كرد كه تصميم گرفته است تا روز تخليه وارد ٥ شهرك از اين شهرك‌ها كه به طور گسترده‌ای به عنوان مقرهای مقاومت تلقی شده‌اند، نشود.

سرتيپ "گای تزور" كه ناظر بسته‌شدن كيسوفيم بود به خبرنگاران گفت: "تخمين می‌زنيم كه پس از روز ١٦ اوت، بيش از ٥٠ درصد ساكنان گوش كاتيف و (ديگر مناطق شهرك‌نشين) در نوار غزه باقی نمانده باشند."
صدها تن از شهرك نشينان غزه توافق نامه‌های پرداخت غرامت دولت برای خروج از اين شهرك‌ها را امضاء كرده‌اند اما ارتش اسراييل اعلام كرد، ٥ هزار تن از مخالفان تخليه وارد اين شهركها شده‌اند و بدين ترتيب بر نگرانی‌ها در مورد بروز خشونت دامن زده‌اند.

"آونر شيمونی"، رييس شورای شهركنشينان غزه، گفت: "ما قطعا كار را برای افرادی كه برای بيرون كردن ما می‌آيند، آسان نخواهيم كرد."

بر اساس شعار "يهودی، يهودی را اخراج نمی‌كند"، رهبران شهرك‌نشينان يك مبارزه احساساتی عليه طرح شارون مبنی بر از بين‌بردن شهرك‌ها در مناطق اشغال شده كه به گفته وی ارزش امنيتی كمی برای اسراييل دارد، به راه انداخته‌اند.

فلسطينی‌ها از خروج اسراييلی‌ها از سرزمين‌های اشغال شده در جريان جنگ خاورميانه در سال ١٩٦٧ ، استقبال می‌كنند ولی در عين حال بيم آن دارند كه شارون طرح غزه را به عنوان حيله‌ای برای تحكيم تسلط اسراييل بر بخش اعظم كرانه باختری كه در آن ٢٣٠ هزار شهرك‌نشين و ٤/٢ ميليون فلسطينی زندگی می‌كنند، طراحی كرده باشد.

بسياری از شهرك‌نشينان به ادعايی مربوط به عهد عتيق مبنی بر مالكيت بر غزه و كرانه باختری متوسل می‌شوند. اين در حالی است كه دادگاه بين‌المللی شهرك‌های اسراييلی را غيرقانونی می‌داند. اسراييلی‌ها اين حكم را مورد مناقشه قرار می‌دهند.

دولت قصد دارد كه تا روز چهارم سپتامبر از شهركهای غزه و ٤ شهرك دور از هم در كرانه باختری خارج شود.

نيز:

اين گزارش بسيار خواندنی: شهرک نشينان برای تخليه 250 هزار دلار کمک دريافت می کنند
اين هم عکسهايی که بيشتر مخالفت شهرک نشينان را تصوير می کند

 
 
August 14, 2005  
 
 

لوگو از دانيال کشانی
دوره کاربرد خشونت در کردستان گذشته است


ناآرامی‌های گسترده در شهرهای سنندج، سقز، سردشت، اشنویه، بوکان، پاوه، مریوان، ایلام و... که برخلاف مهاباد، با برخوردهای خشونتبار نیروهای امنیتی و انتظامی و نظامی در حال سرکوبی است، افزون برآن که نمایش خشونت‌آمیزی از دولت جدید آفریده است، متضمن هزینه‌های غیرمتعارف سیاسی برای حاکمیت جمهوری اسلامی است که امروز بیش از هر زمان دیگر با تشدید فشارهای جامعه بین‌المللی مواجه است.

سکوت در برابر ارزش‌های ستیزه‌جویانه و فضای خشونت‌آمیز، بی‌تردید، به عملکرد کارگزاران خشونت مشروعیت می‌بخشد؛ خشونتی که ذاتاً همه فرصت‌ها را تبدیل به تهدیدهای جدی علیه حقوق انسانی و آزادی‌های مدنی و مشروع شهروندان می‌کند. امروز، یگانه راهکار پرهیز از وضعیت‌های خشونت آمیز، رعایت اصول و قواعد گفتمان دموکراتیک است، و خشونت باهر شکل، محتوا و ابزار، و از سوی هر كس، چه از حاكميت و چه از جريان‌های منتقد و يا مردمی، مذموم و محکوم است.

اعتراض‌های مدنی شهروندان و اعتصاب گسترده و بی سابقه در منطقه کردستان با رفتار خشونت آميز وتوجیه ناپذیر مربوط به نیروهای انتظامی، نظامی و امنیتی، به واکنشهای هیجانی منجر شده است. دراین میان، افزون بر سکوت سنگین رسانه‌ای و بی تفاوتی مجامع روشنفکری که به تشجیع عاملان جنایت انجامیده است، تلاش برای انتساب این کنش‌های معترضانه به اپوزیسیون‌های داخلی وخارجی، و شانتاژ غیراخلاقی برخی سایتهای خبری و ایجاد انحراف عامدانه درجریان اطلاع رسانی، فضایی مبهم وغیرقابل اطمینان پیرامون فجایع مذکور آفریده است. ما نگران هستیم که تداوم این گونه رویدادها، شرایطی بوجود آورد که راه توطئه را برای بيگانگان در ستیز با منافع ملی ما باز کند.

*امضا کنندگان اين بيانيه از خوشنام ترين افرادی هستند که من در ميان مليون و فعالان فرهنگی و رسانه ای در کردستان می شناسم. صدای آنها اگر شنيده نشود تنها به افزودن بر خسارت خواهد انجاميد. فراموش نکنيم که خشونت در کنار مرزهای ايران با عراق خطرسازترين کار ممکن است. بازداری از هر گونه دخالت احتمالی خارجی هم وقتی ممکن است که مردم کرد پشت دولت مرکزی ايستاده باشند. با آزردن آنها و تکيه بر نيروی قهريه خطاهای گذشته تنها در همان مقياس پيشين تکرار نخواهند شد بلکه می تواند به آوار بينجامد. 

 
 
August 13, 2005  
 
 

لوگو کار دانيال کشانی

Iran Cannot Be Reformed from Within

Wrong again. Iran can and will be reformed from within. Demographics make that course inevitable. Some 70 percent of Iran’s 70 million citizens are under the age of 30, and young Iranians are more reform-minded than older groups. That was made clear in a survey conducted by Iran’s Ministry of Culture and Islamic Guidance, whose initial findings were released in 2001.

The survey confirmed that young people resent existing political restrictions more than their elders, and that they are less religiously observant. Thirty-one percent of people aged 15 to 29 favored a “fundamental change in the state of affairs”—a euphemism for making the constitution more democratic.

Given continuing dissatisfaction with clerical rule, those figures have likely risen since the survey was taken in 2001. From Tehran’s well-heeled uptown to its poorer areas, the spread of material values and sexual freedom is palpable, as is a desire for smaller families.

Universities are increasingly dominated by women, and female university graduates already outnumber their male counterparts. Young people display little animus for the once hated United States. 

Iran’s reform-minded millions lack a common ideology and leadership. And it is likely that, by disqualifying reformist candidates, a conservative vetting body will decide June’s presidential election in advance. Yet, the Islamic Republic today is more responsive to the popular mood than it likes to admit.

In big cities such as Tehran, social freedoms and their attendant distortions cannot be stamped out, so the authorities do not really try. In the upcoming elections, all conservative candidates will pay lip service to the importance of individual, even political, freedoms. A new generation of Iranians will, despite Khatami’s failure, spur further reform.

The process would benefit from a critical dialogue with the United States, rather than the current, glowering standoff. As long as Iran fears America’s intentions, and the United States vilifies the Islamic Republic, Iran’s authoritarian leaders will have an excuse to suppress dissent and to label reformers as traitors. 

- By Christopher de Bellaigue, Foreign Policy, May/June 2005
مقاله قديمی است (لينک از هودر) اما بازخوانی آن از جهات مختلف عبرت آموز است. برای من اين نکته مهم است که لحن مقالات و تحليلهای پيش از انتخابات رياست جمهوری اميدوارانه است. نتيجه ای که می گيرم اين است که نا اميدی را هم گذرا بدانم و ناشی از وضعی که پيش آمده است. ايران از نظر مايه های اصلاح طلبانه همان است که در اين تحليل می آيد.