March 2009 | February 2009 | January 2009 | December 2008 | November 2008 | October 2008 | September 2008 | July 2008 | June 2008 | February 2008 | January 2008 | December 2007 | November 2007 | October 2007 | September 2007 | August 2007 | July 2007 | June 2007 | May 2007 | April 2007 | March 2007 | February 2007 | January 2007 | December 2006 | November 2006 | October 2006 | September 2006 | August 2006 | July 2006 | June 2006 | May 2006 | April 2006 | March 2006 | February 2006 | January 2006 | December 2005 | November 2005 | October 2005 | September 2005 | August 2005 | July 2005 | June 2005 | May 2005 | April 2005 | March 2005 | February 2005 | January 2005 | December 2004 | November 2004 | October 2004 | September 2004 | August 2004 | July 2004 | |

 
 
 




August 31, 2004  
 
 

عکس از نادر داودی
دست در دست در آزادی تهران - عکس از نادر داودی ( ايرانيان دات کام)

 
 
August 30, 2004  
 
 

نفت مقدس
 بر شماست که حرمت اين مکان های مقدس را حفظ کنيد!

 
 
August 28, 2004  
 
 

دريدا، چامسکی و تنک تی وی: ديروز در انستيتو/سينمای هنرهای معاصر لندن ( ICA ) سرانجام مستندی آمريکايی در باره ژاک دريدا را ديدم. بار قبل سفر آمريکا پيش آمد و اکران اش را از دست دادم. شايد چيزی در باره فيلم نوشتم. فيلمساز از آن آوانگارديست هايی است که من هم از کارشان بيزارم هم چيزهای جالبی در کارشان می بينم. فعلا به گذاشتن لينک سايت فيلم بسنده می کنم: ژاک دريدا-فيلم.

فيلمی هم از فعاليت های نوآم چامسکی تا دو هفته ديگر در همين آی سی ای به نمايش در می آيد. حتما خواهم ديد. چامسکی از جدی ترين منتقدان سياست خارجی آمريکاست. ضمن آنکه زبانشناس بزرگی هم هست. لينک سايت او را در لينکستان می گذارم که خودم هم بيشتر حواسم به او باشد. بد جوری به درد ما ايرانی ها می خورد!

در همين آی سی ای برای اولين بار  با سايت تنک تی وی( tank.tv )آشنا شدم که آنجا غرفه ای زده اند. اين سايتی از فيلم های عمدتا آوانگارد و کوتاه است که می توان آنها را روی اينترنت تماشا کرد. بيشتر فيلم ها بخوبی عجز فيلمسازان آوانگارد را از پيدا کردن موضوع مناسب نشان می دهد که مشکل بزرگ هنرهای سوپر مدرن امروز در اين حوالی است. فيلم های خوبی هم در آن پيدا می شود. اين سايت وابسته به مجله تنک ( همان تنگ ماهی) است که مسعود گلسرخی عکاس مد سرشناس و غيرمتعارف ايرانی- بريتانيايی در می آورد. من به دنبال کردن کارهاش هميشه علاقه مند بوده ام.

يک سايت چالشگر با کپی رايت، وسوسه هنر مدرن، هم از ديگر لينکهای تازه است( copy-art.net ). اين جماعت کپی رايت در معنای رايج را قبول ندارند. ماه آينده کنار غرفه تنک تی وی خود را معرفی می کنند.

 
 
August 26, 2004  
 
 

دانشوران آسيای ميانه: اگر به ادبيات فارسی علاقه منديد و کنجکاويد که بدانيد آشنايی با آسيای ميانه و دانشوران و زبانهايش چقدر برای ما و دانشکده های ما در ايران مهم است اين مقاله را بخوانيد:

خوانش تازه ای از سرود اهل بخارا، نوشته دادخدا سيم الدين اف رئيس پژوهشگاه زبان و ادبيات در فرهنگستان علوم تاجيکستان.

او با تکيه به دانش و سرمايه زبانی خود يکی از معضلات در بررسی های زبان کهن فارسی و سندهای پراکنده اش را به آسانی حل کرده است. اگر دانشجوی ادب بوده ايد يا هستيد اين بيت بسيار کهن را می شناسيد:

کور خمير آمد
خاتون دروغ کنده

مقاله استاد دادخدا را بخوانيد تا ببينيد استادان ما از قديم تا امروز چگونه سعی کرده اند معنای بيت را بر اساس دانش های معمول خود دريابند و ناکام مانده اند. کشف بسياری از نکات زبانی ما و ادب ما در گرو آشنايی با آسيای ميانه است.

 
 
August 25, 2004  
 
 

از عکس های مجموعه هرات - سايت فارسی بی بی سی
اگر شوخی فتوشاپ نباشد عجيب ترين عکسی است که از ماشين ديده ام. - از مجموعه عکس های هرات در : بی بی سی فارسی

 
 
August 23, 2004  
 
 

از متون سغدی تورفان
از اوراق بازيافته متون سغدی مسيحی در تورفان چين ( عکس از: آرشيو ديجيتالی تورفان)

 
 
 
 
 

شاخه زرين (پژوهشی در جادو و دين) نوشته جيمز جرج فريزر، ويرايش و مقدمه: رابرت فريزر، مترجم: کاظم فيروزمند ،۸۶۱ص، جلد سخت، تهران: انتشارات آگاه، ۲۰۰۴، چاپ اول. کتاب «شاخه زرين»، يک پژوهش فرهنگی و تطبيقی وسيع در اسطوره و دين است. مولف آن، «جيمز جرج فريزر»، اگر چه وابسته و معتقد به ارزش های سنتی جامعه بريتانياست و تربيت و تحصيلات عميق کلاسيک دارد، آن جا که دين را چون پديده ای فرهنگی، و نه در متن الهيات، بررسی می کند، مدرنيست است. انتشار اين کتاب در اوايل قرن بيستم، تحولی بزرگ در نگرش مطلق بينانه جامعه ويکتوريايی انگلستان پديد آورد. «شاخه زرين»،‌اثری دوران ساز است. (نقل از سايت کتاب ايران فرهنگ)

شاخه زرين حقيقتا اثری دورانساز است. در عالم خودش( يعنی اسطوره شناسی تطبيقی) مثل کاپيتال مارکس است و تکامل انواع داروين. دست مترجم و ناشر مريزاد که همت بلند کرده اند در انتشار آن. وقتی در سالهای بيست عمر بودم چقدر می خواستم اين کتاب را بخوانم و ترجمه ای از آن نبود. خوش به حال بيست سالگان امروز. اما وقتی فکر می کنم می بينم اگر ما همه آثار دورانساز را با همين سرعت يعنی تقريبا پس از صد سال از انتشارشان ترجمه کنيم چه شاهکاری خواهد شد! ( چاپ اول دوجلدی: 1890 و چاپ بازنگريسته تک جلدی: 1922)

 
 
August 21, 2004  
 
 

پای استدلال جهانبگلو چوبين بود: جهانبگلو معلوم نيست که به چه دليل می‌گويد روشنفکر سکولار و دينی ندارد. اصطلاح روشنفکر سکولار که در متون انگليسی فراوان است، اصطلاح «روشنفکر دينی» هم. آيا کسی می‌تواند «به طور پيشينی» تعيين کند که روشنفکر چيست؟ خب شايد کسی بخواهد چنين کاری کند، ولی کار او نمی‌تواند علمی باشد، چون واقعياتی وجود دارند که بايد مدلول اسامی باشند و وقتی سکولاريسم وجود داشته باشد «روشنفکر سکولار» هم وجود دارد و وقتی «دين» وجود داشته باشد «روشنفکر دينی» هم وجود دارد. اگر کلمه‌ی «روشنفکر» به تنهايی به معنای «روشنفکر سکولار» است دليلی جز آن ندارد که فرهنگ سکولار حاکم است و مدلول برای خوانندگان به سياق متن روشن. اما آيا هيچ تقسيمی برای «روشنفکر» وجود ندارد؟ اين هم از آن حرفهاست! مارکس روشنفکران را به «محافظه‌کار» و «مترقی»، گرامشی به «سنتی» و «ارگانيک»، سارتر به «متعهد» و «غيرمتعهد»، فوکو به «عام» و «خاص» و ادوارد سعيد به «حرفه‌ای» و «آماتور» تقسيم می‌کند و البته تقسيمهای ديگری نيز با صفات ديگر رايج است: مانند «درباری» و «مستقل»، «خائن». (به نقل از: فل سفه)

 
 
August 19, 2004  
 
 

جنگ سرد: حمله رمضان زاده، سخنگوي دولت، که روز قبلش بعضي رفتار ها را در مورد طرح جدا کردن زن و مرد را رفتار طالباني دانسته بود، بيش از هر چيز مجلسي ها را ناراحت کرده بود. اما اين اتفاق يک خوبي داشت که سبب شد همه شان از اين حرف تبري کنند. و ضمن بد و بيراه گفتن به رضان زاده، نسبت به اينکه اهل خشونت نيستند و مي خواهند در جامعه طرفدار آزادي باشند حرف زدند. چه بهتر از اين. خدا کند که اين نظرات مجلس تاثيري هم بر نيروي انتظامي که با اين هجوم گسترده در خيابانها به گمان خود تقوي را دارند جايگزين فحشا مي کنند، داشته باشد.

از قضا جايي که من نشسته بودم، آقاي خوش چهره، شميراني رئيس دفتر آقاي حداد عادل و آقاي کوچک زاده که مواضع ايشان به حزب الله نزديک است و در جلسات اوليه شعار مرگ بر آمريکا مي داد هم بودند. آخراي سالن نشسته بوديم. گاهي شوخي مي کرديم. حرف مي زديم. يکبار هم با آقاي کوچک زاده حرف زدم. خيلي جدي فرمودند من با کساني که از آنها متنفرم نمي توانم صحبت کنم. انصافا قاطعيت داشت. من هم البته تصميم نداشتم بخاطر اين حرف آقاي کوچک زاده خودم را از پنجره پرتاب کنم! به بحث با نماينگان مجلس ادامه دادم.

القصه: قرار است تعامل خوبي بين مجلس و دولت برقرار شود. (نقل از وب نوشت)

 
 
August 18, 2004  
 
 

اسکندر کول در زرافشان، عکس از زائور دخده
از مجموعه کارت پستال هايی از تاجيکستان ، عکس های زائور دخده

 
 
August 17, 2004  
 
 

قرآن به خط کوفی
ان هو الا ذکر للعالمين و لتعلمن نبآه بعد حين. سوره الزمر. بسم الله الرحمن الرحيم تنزيل الکتاب من الله العزيز الحکيم.

 
 
August 16, 2004  
 
 

 آينده از نگاه مردم ايران:
71% معتقدند در آينده صفات اخلاقي کمتر خواهد شد
87% معتقدند در آينده صفات اخلاقي منفي رواج خواهد داشت
69% معتقدند مردم در گذشته بيشتر نماز مي خواندند
79% معتقدند مردم نسبت به گذشته غير مذهبي تر شده اند
74% معتقدند که مردم در آينده غير مذهبي تر خواهند شد
88% معتقدند فاصله طبقاتي بيشتر شده است
87% معتقدند که در آينده فاصله طبقاتي بيشتر مي شود.
به نقل از: وب نوشت. همه گزارشی را که ابطحی آورده بخوانيد و بعد از خود بپرسيد: جامعه ما به کجا می رود؟ روشنفکران سکولار و دينی هيچ فکر روشنی کرده اند؟ آکادميسين ها، نخبگان، محققان، طالبان اصلاح و اقدام، احزاب و هسته های فکری و سياسی چطور؟ فکر نمی کنيد آينده بر سر ما دوباره مثل گذشته آوار خواهد شد؟ 

 
 
August 15, 2004  
 
 

النا گومز از اسپانيا - عکس از آسوشيتدپرس
به ياد روزهای نوجوانی و عاشق شدن بر ناديا کومانچی ژيمناست رومانيايی. در غياب ناديا حال النا گومز. خوشا نوجوانان امروز که هنوز می توانند عاشق شوند. برای من اما هر النايی هنوز ناديا را به ياد می آورد!  (عکس از سايت مجله تايم)

 
 
August 12, 2004  
 
 

مادرانی مثل مادران ما
من از برخی رفتارهای جامعه ايرانی در شگفت می شوم. مثل بی اعتنايی عمومی اش به آنچه در نجف می گذرد. چنان به آتشی که اشغالگر در خانه همسايه می سوزاند بی اعتناييم که انگار هميشه همسايه است که خواهد سوخت و ما در امان می مانيم. رفتاری داريم که نه از خرد سياسی در آن نشان هست نه از علايق مذهبی مان و نه از عواطف انسانی. (عکس از: گاردين)

 
 
August 10, 2004  
 
 

چه خوش باغی است باغ زندگانی
 گر ايمن بودی از باد خزانی
چه خرم کاخ شد کاخ زمانه
 گرش بودی اساس جاودانه
از آن سرد آمد اين کاخ دلاويز
که چون جا گرم کردی گويدت خيز
چو هست اين دير خاکی سست بنياد 
به باده ش داد بايد زود بر باد
ز فردا و  ز دی کس را نشان نيست
که رفت آن از ميان وين در ميان نيست
يک امروز است ما را نقد ايام
بر او هم اعتمادی نيست تا شام
بيا تا يک دهن پر خنده داريم
به می جان و جهان را زنده داريم
به ترک خواب می بايد شبی گفت
که زير خاک می بايد بسی خفت

از: نظامی گنجوی

 
 
August 9, 2004  
 
 

کاری از هنرمند تاجيک مروت بيک نظروف

 
 
August 8, 2004  
 
 

دردسر ايرانی بودن: تلويزيون دارد فيلم زمانی برای مستی اسبها را نمايش می دهد. دوباره فردا صبح بايد به اين جماعت در و همسايه توضيح بدهيم که مردم ايران همه کردی حرف نمی زنند. تازه همان تعدادی هم که کرد هستند همه شان فقير نيستند و بيشترشان روزگار خوبی دارند؛ ما معمولا نيازی به واردات دفتر مشق و تاير تراکتور آنهم از عراق نداريم چون خودمان بهترش را داريم يا از کشورهای پيشرفته با کشتی و هواپيما وارد می کنيم؛ ايران نزديک قطب شمال نيست و اصولا زندگی در هيچ جای عالم به اين تلخی وتيرگی نيست. ... نمی دانم اينها چرا وقتی فيلم وسترن می بينند خيال نمی کنند همه جای آمريکا عين غرب وحشی آخر قرن هجدهم است. يا وقتی فيلم هندی می بيند فکر نمی کنند همه از نخست وزير تا صاحبان صنايع و اعضای شوراهای محلی صبح تا شب دارند قر می دهند و غمزه می آيند. اما تا يک فيلم ايرانی می بينند، آنقدر دل شان به حال ما می سوزد که می خواهند به آدم اعانه بدهند.  از: فانوس خيال

 
 
August 7, 2004  
 
 

شوخی با نيچه: گشتی در وبلاگ ها می زدم ديدم چندين و چند وبلاگ احتمالا وطنی داريم که جوانترهايی با ذهن و پرسمان های فلسفی می نويسند و نيچه چقدر در بين شان نفوذ دارد. از آن ميان کامنتی در وبلاگ ديونيسوس اسباب تفريح خاطر شد: همه با اين جمله نيچه آشنا هستند: «خدا مرده است...امضاء نيچه» ...می گویند روزی که نیچه مرد... مردم با نوشته ای روبرو شدند با این مزمون (کذا در اصل منظور همان مضمون): «نیچه مرد...امضاء خدا».

 
 
August 5, 2004  
 
 

دهقان جوانی از منطقه فقيرنشين فتور برای مزرعه کود می برد - عکس از رامين فرارون (فيض آباد افغانستان) در سايت بی بی سی فارسی

 
 
August 4, 2004  
 
 

فانوس بر قايقی در آبهای جنوب خليج فارس - از سايت عربی بی بی سی

 
 
August 2, 2004  
 
 

منطق الطير جديد: نوشتن فراموش کردن است. اگر نمی نوشتيم ديوانه می شديم. پس می نويسم حلف الفضول. می نويسم نياز به حمايت ديدن. غريزه حمايت کردن. عميق ترين حس. پشتوانه بی پشتوانان بودن. علی. دلتنگی. دوست. و اينکه اگر خدا نبود حس اينهمه کوته بينی و خودبينی بايد انسان را می کشت. خوبی خدا اين است که اميد به اخلاقی بودن جهان را در من زنده نگه می دارد. ... وقتی می نويسم سبک می شوم. فراموش می کنم. غفلت بن جهان انسانی است. نوشتن قدم گذاشتن آگاهانه در مسير غفلت است. غفلت فراموشی است. آگاهی دايمی کشنده است. در نوشتن پارادوکس عجيبی هست. پ. شين .ميم. عين. خدا هم نوشته است تا فراموش کند؟ 

 
 
August 1, 2004  
 
 

رابطه انديشه بهداشتی با نوار بهداشتی: در کشور ما از دموکراسی زياد دم زده می‌شود، اما آيا شما تا به حال دموکرات هم ديده‌ايد؟ من کمتر کسی را سراغ دارم که دموکرات باشد، به ويژه وقتی اين گونه سخنان (جلوگيری از انديشه های غيربهداشتی) را از زبان برخی روشنفکران‌مان می‌شنوم. اما اين تعبير «بهداشتی» برای من يادآور يک لطيفه‌ی مردانه و خنده دار نيز هست: «گفت: می‌دانی نوار بهداشتی را اگر بگذاری توی ضبط چه می‌خواند. گفتم: نه. گفت: ... شعر.»  آيا انديشه‌های بی‌خاصيت و بی‌خطر غير از اين هستند؟ - در باره انديشه های بهداشتی، از فل سفه